پارسا عسل طلاهاپارسا عسل طلاها، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره

خاطرات جنینی و کودکیت

واکسن 4 ماهگی و پارسای خوش اخلاق

1391/7/17 20:36
429 بازدید
اشتراک گذاری

عشق من امروز عصر تصمیم گرفتیم ببریمت پیش دکتر چان مهربون برای تزریق واکسن . قبل از اینکه بریم تو خیلی خوش اخلاق و شاد بودی .

من 4 ماهمه چرا هیچکی منو بوس نمیکنه ؟؟؟؟

داری میگی من دیگه بزرگ شدم میخوام برم واکسن 4 ماهگیم رو بزنم !!!

واکسن که درد نداره !!! من میخندم !!!

عشق من وقتی بردیمت پیش دکتر، و اون واکسنت رو بهت زد تو درکمال تعجب اصلا گریه نکردی و تازه خیلی هم شاد و خوشحال بودی و وقتی آمدیم توی ماشین خیلی راحت و قشنگ گرفتی خوابیدی .

خوشحالم که داری روز به روز عاقل تر و فهمیده تر میشی و میتونی بیشتر و بیشتر از دنیای اطرافت لذت ببری.

عزیزم جدیدا یک کار جدید یاد گرفتی ، واونم اینه که وقتی نمیخوای بری بغل بابایی خودت رو میاری به سمت بغل من ، حتی وقتی بابایی تو رو بغل میکنه همش خودت رو به سمت من خم میکنی که داری میگی مامان منو بغل کن .

وقتی گرسنه ات میشه خودت رو تو بغل من میاری و من میفهمم که تو شیر میخوای ، در کمال تعجب در این سن که هستی تمام مدت کلمه ماما ، یا اوما رو به زبون میاری . نمیدونم این کلمه رو به صورت تصادفی به زبون میاری یا اینکه واقعا منظورت منم . من که از این کارهات خیلی لذت میبرم و کلی با بابایی کیف میکنیم و باهات بازی میکنیم . تو هم برامون بق بقو میکنی .

بوس پشت گردنی !!!!

نفس من این چین های پشت گردنت خوردن داره . من و بابایی مرتب میبوییمت و میبوسیمت و به داشتن فرشته ای چون تو میبالیم . عزیزم دوست داشتم بقیه هم این پشت گردن نازت رو ببینن برای همین ازش یک عکس گرفتیم .

بوس پشت گردنی !!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)