پسرم میگه آآآآآآآ
ای نفس خوش بوی من
جدیدا یاد گرفتی وقتی بهت میگیم بگو آآآ ، میگی آآآ
ولی کمی طول میکشه تا موتورت روشن بشه و وقتی که موتورت روشن شد اونوقته که با شدت هر چه تمام تر این کلمه رو تکرار میکنی .
گاهی اوقات با ببـــــبببـــــــب هم قاطیش میکنی وکلی کلمه جدید درست میشه.

داری میگی :
یاد گرفتم بگم آآآآآ

داری میگی :
خسته شدم ای بابا چقدر بگم آآآآ

داری میگی:
هـــــــا!!!! آآآآآآ

داری میگی :
آآآآآ اِاِاِ اَاَاَ بببـــببـــب ....

خلاصه فرهنگ لغاتت رو به افزایشه فکر کنم کم کم بتونی بگی بابا.
هرروز داری شیرین و شیرین تر میشی ، جای همه اونهایی که نیستن بزرگ شدن و پیشرفت هات رو ببینن خالیه ولی من تمام اونها رو براشون اینجا مینویسم تا اونها هم احساس کنن پیش ما هستن و تو کنارشون یا روی زانوهای مهربونشون نشستی وداری براشون شیرین کاری میکنی.
عزیزم وقتی لبخند میزنی مهربونی از نگاهت سرازیر میشه ، چشمهات غرق در محبته و لبخندت خستگی رو از تن من بیرون میبره .
باش که اگر نباشی زندگیم بی تو بی معناست .
واقعا نمیدونم وقتی تو رو نداشتم چطوری زنده بودم و زندگی میکردم . اصلا انگار اون موقع ها از توی ذهنم پاک شدن و فقط میتونم ادامه زندگیم رو با تو تصور وترسیم کنم.


پسرم میگه آآآآآآآ
