پارسا عسل طلاهاپارسا عسل طلاها، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره

خاطرات جنینی و کودکیت

پسرم میگه آآآآآآآ

1391/8/6 16:56
214 بازدید
اشتراک گذاری

ای نفس خوش بوی من

جدیدا یاد گرفتی وقتی بهت میگیم بگو آآآ ، میگی آآآ

ولی کمی طول میکشه تا موتورت روشن بشه و وقتی که موتورت روشن شد اونوقته که با شدت هر چه تمام تر این کلمه رو تکرار میکنی .

گاهی اوقات با ببـــــبببـــــــب هم قاطیش میکنی وکلی کلمه جدید درست میشه.

یاد گرفتم بگم آآآآآ

داری میگی :

یاد گرفتم بگم آآآآآ

خسته شدم ای بابا چقدر بگم آآآآ

داری میگی :

خسته شدم ای بابا چقدر بگم آآآآ

هـــــــا!!!! آآآآآآ

داری میگی:

هـــــــا!!!! آآآآآآ

آآآآآ  اِاِاِ   اَاَاَ  بببـــببـــب ....زبانی پارسایی

داری میگی :

آآآآآ اِاِاِ اَاَاَ بببـــببـــب ....

هـــــــا!!!! آآآآآآ

خلاصه فرهنگ لغاتت رو به افزایشه فکر کنم کم کم بتونی بگی بابا.

هرروز داری شیرین و شیرین تر میشی ، جای همه اونهایی که نیستن بزرگ شدن و پیشرفت هات رو ببینن خالیه ولی من تمام اونها رو براشون اینجا مینویسم تا اونها هم احساس کنن پیش ما هستن و تو کنارشون یا روی زانوهای مهربونشون نشستی وداری براشون شیرین کاری میکنی.

عزیزم وقتی لبخند میزنی مهربونی از نگاهت سرازیر میشه ، چشمهات غرق در محبته و لبخندت خستگی رو از تن من بیرون میبره .

باش که اگر نباشی زندگیم بی تو بی معناست .

واقعا نمیدونم وقتی تو رو نداشتم چطوری زنده بودم و زندگی میکردم . اصلا انگار اون موقع ها از توی ذهنم پاک شدن و فقط میتونم ادامه زندگیم رو با تو تصور وترسیم کنم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)