بی خوابی های عجیب و غریب
عزیز مامان
حدودا 3-4 روزی میشه که شبها خیلی خیلی بد میخوابی اوایل هر یک ساعت بعد رسید به هر نیم ساعت از خواب پامیشدی و شیر میخواستی .
من هم مجبور بودم تا صبح 2 بار پوشکت رو عوض کنم از بس که شیر میخوردی شماره 1 هم زیاد میکردی ، خلاصه به زبان ساده شبها کلا خیلی نحص بودی.
دیشب که یک بار ساعت 8 با هزار زحمت خوابوندمت وقتی گذاشتمت بعد از 5 دقیقه بیدار شدی و شروع کردی به گریه بعد مجددا ساعت 9:30 دوباره خوابوندمت ولی بازهم بعداز 5 دقیقه بازبیدار شدی . دراون لحظه فقط مونده بودم چکارکنم با بابایی همونجا تصمیم گرفتیم ببریمت دکتر ، زنگ زدیم به دکتر چیونگ مهربون گفت هستم با سرعت رفتیم ولی وقتی رسیدیم متاسفانه داشتن کرکره مطب رو میبستن و دکتر هم رفته بود خونشون . مجبور شدم بهت استامینوفن بدم تا بخوابی و تا صبح من و بابایی رو کلافه نکنی.
سر کله صبح بردیمت پیش دکتر چیونگ . بعد از معاینه گفت دندونهات درنیامده ولی داره درمیاد و جاشون میخواره یک پماد داد که به جای دندونهات بمالم وگفت که کمی دلت هم درد میکنه بهت داروی دل درد بدیم وبرای خوابت هم گفت باید بگذاریمت توی تختت تا خودت بخوابی .
آخه عسلم من دیگه توان راه بردن وتوی بغل شیر دادن رو ندارم دیگه از کت و کول افتادم آخه عشقم الان رسیدی به 9 کیلو بزنم به تخته خیلی وزنت رفته بالا .
از این به بعد تصمیمون شده که تو توی تخت خودت بخوابی ولی البته کار خیلی خیلی سختیه چون تو به عاقوش مادر عادت کردی وحالا وقتی که میخوای مادر بغلت کنه میگذارتت زمین برات خیلی سخت و سنگینه واصلا نمیتونی باورکنی که من بشینم وگریه کردنت رو نگاه کنم بنابراین با قدرت هر چه تمام تر گریه میکنی .
با امشب شده 3 بار که تو خودت ، خودت رو میخوابونی والبته خواب خیلی راحت و آرومی داری که الان مدتهاست من ندیدم به این آرومی بخوابی .
همین خوابیدنت هم باعث خواهد شد کمتر شیر بخوری و متعاقبا کمتردلت درد بگیره.
امروز فهمیدیم شیر برات کافیه و بهتره بهت دیگه غذا ندیم چون وزنت هنوز خوب داره میره بالا شاید بگذاریم 6 ماهگی به بعد بهت بدیم . فعلا عزیزم با اینکه میدونم خیلی غذا خوردن رو دوست داری بهتره که با شیر همین یک ماه رو هم طی کنی تا کمتر دلدرد بشی .
اینم عکسی از خوابت که ظهر وقتی عروسکت رو دادم به دستت و چند تا ضربه زدم به پشتت تو خیلی راحت آروم شدی و خوابیدی .

عزیزم کمی به فکر من هم باش آخه باید درس بخونم
کمتر اذیتمون کن
دوستت دارم ای نفس طلا زود بزرگ شو که برام بزرگ کردنت به تنهایی خیلی سخته


بی خوابی های عجیب و غریب
