پارسای 7 روزه
عشق زندگی من امروز 7 امین روز زندگیت است ما تا 10 روزگی تو رو نمیتونیم ببریم حمام ، که برای من خیلی ناراحت کننده است چون الان هوا گرمه و تو هم موهات به هم چسبیده و پاهات عرق جوش شده ، من که خیلی دوست دارم هر چه زودتر ببرمت حموم ولی آقای دکتر گفته یاباید نافت بیافته و یا 10 روزه بشوی .
خبر بعدی اینکه ما برای ادامه تحصیل مجبور به ترک ایران هستیم و بابایی گفته باید ازت عکسی بگیریم که گوشهایت دیده بشود و چشمانت هم باز باشد . حالا گرفتن یک همچین عکسی از یک بچه 7 روزه چه سختی هایی دارد بماند وقتی هم که میگیریم یا انگشتت تو دهنته یا یک تکون سریع میخوری و عکست مات میشه .

بعضی اوقات هم که چشمات بازه همش اونها رو چپ میکنی و ما هر کار میکنیم که از حالت چپی خارج بشه نمیشه.

ولی با تلاش دایی احسان بالاخره ماتونستیم یک عکس قشنگ ازت بگیریم البته دایی جون کلی ادیت روت انجام داد که عکست قشنگ بشه.

فدای لبخند قشنگت ، عسل مامان و بابا


پارسای 7 روزه
