تولد سه ماهگی پارسا
عشق مامانی وبابایی خیلی زود تونستی اینجا بزرگ بشی و خنده های قشنگت هر روز خستگی رو از رو دوش من وبابایی برمیداره .
امروزعصر که تو رو بردم جلوی آینه تو بادیدن نی نی تو آینه کلی ذوق کردی ، خندیدی و شروع کردی باهاش با خوشحالی به حرف زدن.
این روزها کلی برامون حرف میزنی و میخندی ، خیلی قشنگ و نازشدی و من و بابایی کلی کیف میکنیم و جای همه کسانی که نیستند که بزرگ شدنت رو ببینند رو خالی میکنیم. امروز تو سه ماهه شدی ولی به نظر من تو کلی فرق کردی خیلی عاقل تر شدی و مدتی بود که من و بابایی تلاش میکردیم تو بتونی با شیشه شیر بخوری که خوشبختانه از وقتی من به دانشگاه میرم این مشکلت هم حل شده و دیگه مشکل خاصی نداری . امیدوارم سریعتر بزرگ بشی تا نبودن من کمتر تو رو اذیت کنه .


عزیزم امروز برای اولین بار هدیه خاله میمنت رو باز کردم که نوشته بود برای سن بالای 3 ماه مناسب است تو هم کلی ذوق کردی و با تمام اونها با انرژی تمام بازی کردی بهشون با دستهای کوچولوت میزدی و کلی ذوق میکردی من و بابایی از دیدن اینکه تو با این عروسکها کلی سرگرم شدی و خوشحالی ، خوشحال و شاد بودیم تازه عروسک موشت که صدامیده رو هم خیلی دوست داری گاهی دستشو به دستت میدیم و تو خودت اونو به صورت تصادفی پائین میکشی تا دوباره آهنگ بزنه .
عزیزم خیلی نازی و ما دو نفر با هیچ چیزی تو دنیا حاظر نیستیم عوضت کنیم.


تولد سه ماهگی پارسا
